nexus ai
درباره‌ی من
درباره

درباره‌ی من

شریکی استراتژیک که تا رسیدن به نتیجه کنارتان می‌ماند — و تصمیم را دست خودتان می‌گذارد.

به سازمان‌ها و سازندگان مستقل کمک می‌کنم هوش مصنوعی را جایی به کار بگیرند که واقعاً به کارشان بیاید — از انتخاب نقطه‌ی شروع تا پیاده‌سازی و جا افتادنش در کار روزمره.

کارم را به‌عنوان مهندس کامپیوتر شروع کردم و سال‌های اول را درون خودِ سیستم‌ها گذراندم — شبکه، زیرساخت، و نرم‌افزارهایی که یک سازمان واقعاً رویشان می‌چرخد. بعد نوبت اداره‌ی شرکت‌هایی رسید که همان‌ها را می‌ساختند: دو شرکت مهندسی در تهران در حوزه‌ی نصب و بهینه‌سازی شبکه‌ی GSM، جایی که کار بیش از آنکه فنی باشد، رساندنِ یک تیم، یک بودجه و یک کارفرما به یک خط پایانِ مشترک بود.

بعدها به‌عنوان تحلیل‌گر سیستم‌های اطلاعاتی، کارم دقیقاً همان لحظه‌ی تحویل بود: نشستن کنار کسانی که قرار بود از سیستم تازه استفاده کنند، و ماندن تا وقتی سیستم به‌جای دفترچه‌ی راهنما، در کار روزمره‌شان جا بیفتد. این را در تهران انجام دادم و پس از مهاجرت به کانادا، در تورنتو. از سال ۱۳۹۴ هم هم‌بنیان‌گذار و رئیس هیئت‌مدیره‌ی شرکتی گردشگری بوده‌ام — در تهران، و از سال ۱۴۰۳ در ونکوور. قدمی آگاهانه بیرون از مهندسی بود، و اثباتِ خودم به خودم که هیچ‌کس محکوم به ماندن در رشته‌ای نیست که از آن شروع کرده.

در همین میان، کارشناسی ارشد مدیریت شهری گرفتم. پایان‌نامه‌ام عملکرد مالی شهرداری‌ها را با تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) و روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره اندازه می‌گرفت — مدل‌هایی که از عددهای درهم‌ریخته‌ی دنیای واقعی، تصمیمی می‌سازند که بشود از آن دفاع کرد. کاری که امروز با هوش مصنوعی می‌کنم، کمابیش همان است.

کارم یک نیمه‌ی دیگر هم دارد، دور از کامپیوترها. از سال ۱۳۸۴ کارگاه‌های تحول فردی و سازمانی را با رویکردی هستی‌شناختی برگزار و مربی‌گری کرده‌ام — کاری که محورش یکپارچگی است و اینکه رهبری‌کردن چه می‌طلبد. دو دهه از این کار چیزی را به من یاد داد که هیچ نمودار سیستمی نشانش نمی‌دهد: آنچه یک تغییر را زمین‌گیر می‌کند، تقریباً هیچ‌وقت فناوری نیست.

چیزی که همه‌ی این‌ها را به هم وصل می‌کند، یک فاصله است: فاصله‌ی میان تصمیمی که گرفته شده و نتیجه‌ای که واقعاً وجود دارد. هوش مصنوعی می‌تواند این فاصله را سریع‌تر از هر ابزاری که تا امروز با آن کار کرده‌ام کوتاه کند — اما نه به‌تنهایی، و نه برای کسی که هنوز روشن نیست کجا می‌خواهد برسد. کار من، هر دو نیمه‌ی همین است. ساکن ونکوورم و با مشتری‌هایم، هر جا که باشند، کار می‌کنم.